آقا جان ِ مادرتان آقا من برای این ریاضی 2 یک هفته شیشه زدم آقا.یک هفته کس ِ کس بودم آقا. کس کس نکنم آقا؟چشم آقا. آبرویم رفت آقا نیم ساعت قبل ِ امتحان جلوی در و همسایه پایپ دستم بود. اگر این ریاضی 2 را به من بدهید عربی ِ دو و سه را هم بهم میدهند دیپلم می گیرم آقا کیرت دهنم آقا من درسم خوب بود آقا همه اش تقصیر این امید میلانی بود وگرنه من 5 سال پیش ریاضی 2 پاس کرده بودم.الانم سرباز صفر نبودم آقا.به من گفت بیا برویم نون و پنیر بخورخیلی باحال و آنارشیست بود آقا.منم ریاضی 2 را ول کردم رفتم دهمان نون و پنیر و آرتو خوردم حالا هم هر چه دنبالش می گردم که بیاید این ریاضی 2 را به من یاد بدهد پیدایش نمی کنم آقا.اصلاً همه اش تقصیر ِ این آرتو بود.میشناسیدش آقا؟ باکونین از ریاضی 2 هم سختر است به جان ِ خودتان.اما من به این دیپلم نیاز دارم.وگرنه سرباز صفر می شوم می برندم سیستان بلوچستان کونم را پاره می کنند آقا آقا اصلاً باید بدهید خایهاتان را این ممد تراموا بمالد جای من.همش تقصیر ِ او بود آقا.هی گفتم ممد بیا برویم این ریاضی 2 را پاس کنیم سرباز صفر نشویم هی به من قرص می داد آقا ترامادول می داد آقا.می گفت ما آنارشیست هستیم آقا.یکی از دوستام همین هفته ی پیش خود کشی کرد آقا.من امتحان ِ ریاضی 2 داشتم و هی شیشه می زدم خودکشی کرد من خودم با همین دستام.... از بس این ممد تراموا بهش ترامادول خوراند.وقتی مرد آقا همین ممد آمده بود تشییعه جنازه.فحشش دادم آقا گفتم که تو کشتیش.اما ممد تراموا به تخمش هم نبود هی ترامادول مینداخت بالا و هیچ ..مرا به تخمش هم حساب نمی کرد با اون هیکل ِ بی قوارش می گفت چون ما آنارشیستیم آقا اونم ریاضی 2 پاس نکرده بود آقا خودش رو از یه ساختمون پرت کرد پائین .اما مادرم دیگر به من پول نمی دهد میگوید باید این دیپلم را بگیرم ورگرنه خانه هم راهم نمی دهد.بعدش هم باید بروم سربازی آقا.من بچه ی با استعدادی بودم آقا.نابغه بودم آقا.آقا ما آنارشیست هستیم آقا.ما به خدا خودمان اینقدر بیچاره ایم.پدرم بازنشسته شده آقا.مادرم کار می کند برادرم دانشگاه ِ آزاد می رود آقا.اصلاً همه اش تقصیر این نظام دولتیه شماست آقا.اگر مانیتور ال سی دیه 17 بیاورم نمره می دهید آقا؟من خودم مانیتور ال سی دی ندارم آقا.من یکی ازین قدیمی بزرگهایش را دارم که تمام ِ میز را گرفته ولی می روم قرض می کنم یکی قشنگش را برایتان می گیرم آقا.من آنارشیست هستم آقا.کونم می دهم آقا.کون ِ من عادت دارد آقا.پاره می شود آقا.چشم خفه می شوم آقا ولی خدا خیرتان بدهد.ما را از این سرباز صفری نجات بدید آقا
پ.ن:می گه تا بعد از ظهر میشینی دو صفحه برای من در مورد ِ آنارشیسم می نویسی.می گم من که نوشتن بلد نیستم ولی اگه خرزو خان بود شاید یه همچی چیزی براتون می نوشت.بعد شما چاپش می کردین؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر