۱۳۸۶ دی ۲۳, یکشنبه

"بلاگولوژی"

یک قانون ِ نانوشته ی وبلاگی می گوید:برای به گه ِ ناب تبدیل کردنِ جدی ترین و عمیق ترین موضوعات کافی ست آن را به جدی ترین و خشک ترین شکل ِ ممکن نگارش کرده و در وبلاگ بگذارید و برای به گه ِ ناب تبدیل کردنِ یک وبلاگ کافی ست کلیشه ای ترین و روتین ترین موضوعات را به کلیشه ای ترین و سطحی ترین شکل ِ ممکن نگارش کرده و در وبلاگ بگذارید.

این موضوع ِ بی اهمیتی نیست ها.اینکه وبلاگ _و به خصوص هم وبلاگ_چیز های جدی را به مسخره ترین ها و بی اهمیت ترین ها مبدل می کند.درست بر عکس ِ آنچه نویسنده ای جدی ودقیق با نوشتن مطلبی جدی در پی اش بوده است.این هم از معجزات ِهزاره ی تکنولوژی علیه السلام است.مثلاً دقت کنید به این لوگو هائی که این روزها در اکثریت وبلاگ ها دیده می شود:"تغییر برای برابری""سانسور را پی گیری میکنم"""فلانی را آزاد کنید""من حقوق ِ بشر می خواهم"... دقت کرده اید روزانه چقدر از اینها می بینیم و بی آنکه به تخممان باشد از کنارشان می گذریم.این ها همان مسائلی هستند که به خاطرشان انقلاب ها رخداده است.به خاطرشان هزینه ها داده شده است.کسانی برای درونی کردن و نیز جدی کردن این مسائل زندان ها کشیده اند.کتاب ها نوشته اند.
حالا آقا یا خانم وبلاگ نویس بی آنکه حتی خودش نیم نگاهی دقیق و جدی به این مسائل داشته باشد یا حتی یک خط در وبلاگ ِ کذائی اش از این موضوعات نوشته باشد میاید وبلاگش را چون دلقکی یه انواع ِ لوگوی های "برابری خواهی و فلانی را آزاد کنید و من با سانسور مبارزه می کنم ..."می آراید.که با این کارش اولاً بزرگ ترین خدمت را به هر چه سطحی تر کردنِ موضوعاتی که تاریخ بشر هزینه ها در جدی کردن و عمیق کردنش داده اند را کرده و آن ها را به احمقانه ترین شکل ِ ممکن در آورد.و ثانیاً با اینکار خیالِ خودش را راحت می کند که کاری در راه ِ این اهدافِ بزرگ ِ بشری انجام داده است .پس حالا می تواند با فراغ ِ بال به نوشتن ِ کلیشه ترین موضوعات به سطحی ترین وجه ممکن بپردازد.فارغ از اینکه این فلانی که عکسش را چونان دلقکی گذاشته است این کنار در زندان درحال ِ به گا رفتن است.فارغ از اینکه همین سانسور ِ فاشیستانه ی کاپیتالیسم تا مغز ِ استخوانش رخنه کرده است و متوجه نیست.حتماً وبلاگ نویس محترم تشخیص داده اند که نوشتن از اینکه امروز کجا رفته اند و چه کرده اند و چه حالی دارند یا نوشتن ِ نامه های پر سوز و گداز ِ عاشقانه برای دوست پسر یا دوست دختر جان یا مطالبی لوس با مخاطب های ویژه از پرداختن به موضوع ِ جنده شده ای چون "برابری یا سانسور" برای جامعه ی بشری بسیار مفید تر خواهد بود. این موضوعات همان لوگو شده آن کنار بمانند قشنگ تر و کم خطر ترند.تازه پز ِ فعالیت ِاجتماعی کردن هم با خود دارند.من پیشنهاد می کنم برای راحت کردن خیال ِ خودمان و تمامی ِ فعالان و زندانیان ِ سیاسی یک لوگوی "من با احمدی نژاد(یا فاشیزم)مخالفم" را مزین به عکس ِ آقام (احمدی نژاد) کرده و این کنار ها جایش دهیم.علاوه بر اینکه وبلاگهامان خیلی قشنگ می شود خیال این کسانی هم که توهم زده اند برای آزادی و برابری و ملت کار می کنند و زندان می روند و کارشان بی اجر نمی ماند راحت می شود و می روند سر ِ خانه و زندگی و زن و بچه شان.تا این لوگو ها هستند که خوب همه چیز را تعریف کنند به فعالیت ِ پر خطر چه نیازی ست .به نوشتن و فکر کردن چه نیازی ست.شاید بالاخره یک روزی احمدی نژاد یا یکی از این سردمداران ِ حکومتی گذارشان افتاد و این لوگو ها را دیدند و خودشان فهمیدند که ملت مخالفشان هستند و بی خیال ِ حکومت ِ فاشیستانه و نابرابری و سانسور شدند.

وبلاگ خوانی این روز ها_به جز یکی دو وبلاگ که ارزش خواندن دارد_برایم تهوع آور شده است.همه جا پر است از سطحی نگری ها و بی دقتی ها و بیان ِ کلیشه وار ِ کلیشه ها بدون هیچ خلاقیت و فکر ِ نوئی.از روی استیصال به خواندن ِ آرشیو ِ وبلاگ های خوب ِ سابق افتاده ام .به هر حال پدیده ی وبلاگ هم مثل ِ هر تکنولوژی ِ نوئی خوب به گند کشیده شده است و دارد می شود.اصلاً این سرزمین ِ وبلاگی چقدر جای بررسی و تامل دارد.فرهنگی که به خوردمان می رود در این وبلاگ ها چقدر خوب قابل ِ شناسائی ست. یک نفر کونش را جمع کند یک نگاه ِ موشکافانه بکند به این وبلاگ ها.یک آمار ِ دقیق می تواند دست خیلی چیز ها را رو کند .
من اصلاً از اول چه می خواستم بگویم. می خواستم بگویم به نظر ِ من وبلاگ جای نوشتن مطالبی جدی ست به زبان ِ آسان و روان که خواندنش راحت باشد.نه جای سطحی تر کردنِ هر چه بیشتر روزمرگی ها.هر کس این مهم را رعایت نکند به آن سرنوشتی که ابتدای مطلب اشاره کردم مبتلا می شود.وبلاگ نویسان جان ِ مادران و دوست پسر ها و دوست دختر هایتان خوب بنویسید.اینقدر از روی تخمتان ننویسید .ما علاقه مندیم به وبلاگ ها.ما را از این عزلتی که گزیده ایم بیرون می آورد.دیدن و شنیدن و خواندن ِ انسان های دیگر مفید است برایمان.
خلاصه وبلاگ ِ خوب یافتید ما را بی خبر نگذارید.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

عجب!
هر چیزی هم اثرات مثبت داره،هم منفی.باید دید کدومش غالب تره.اینکه شما می گوئی درست اما غافل نمانیم از اینکه اعتراض ها بالاخره باید جوری بیان شوند.

بايگانی وبلاگ