۱۳۸۶ بهمن ۶, شنبه

آزادی ِ بیان به چه کارمان می آید؟؟؟


آزادی ِ بیان؟ کدام آزادی ِ بیان؟خودمان راپاره می کنیم که در اروپا و امریکا آزادی ِ بیان هست در ایران نیست؟

پس ای مردمان ِ اروپا و امریکا که از نعمت ِ آزادی ِ بیان برخوردارید چرا به جای همه ی ما بیچارگان به پا نمی خیزید و در خیابان هایتان فریاد سرنمی دهید: غزه را زنده به گور نکنید! این قدر ظلم مکنید.اینقدر بی داد نکنید.بشریت را نابود نکنید.خلق را استحمار نکنید.شما که آزادی ِ بیان دارید فریاد بزنید. آیا نمی خواهید با این آزادی ِ بیانتان امپریالیسم را ریشه کن کنید؟.تظاهرات ِ دو سه نفریتان را ادامه دهید تا ببینیم کدام یک از سردمداران ِ دموکراتتان به کجایش بر می خورد!شما را به کجایش حساب می کند!

این ها همه کشک است برادران و خواهران ِ گرامی!آزادی ِ بیان داشتن و نداشتن فقط تفاوت در وراجی کردن و نکردن است.اجازه ی وراجی به ما نمی دهند؟دستشان هم درد نکند.که حالا دهان باز کنیم و بشویم آلت ِ دست ِ ابن الوقت ها که از درد های ما رأی های دوره ی بعدشان سر بر آورد.امروز به نام ِ آزادی ِ بیان و فردا مشکلات ِ اقتصادی و پس فردا هکذا.مشکل از نبودن ِ آزادی ِ بیان نیست. مشکل از این صندوق های رأی است.مشکل از این دموکراسی ِ چندش آور است.مشکل از این قدرتی ست که با دستان ِ خود به احمقان وامی گذاریم. که بعد هم به پشتوانه ی رأی ِ مردمیشان به عراق لشکر بکشند.به افغانستان وآدم بکشند.به خیالتان اینبار دموکرات ِ ضد ِ جنگش را انتخاب می کنید.کشک است برادران! این ها هم برای لشکر کشی مانند ِ همه ی اسلاف ِ صاحب قدرتشان از شما کسب ِ اجازه نخواهند کرد.حتی یادشان نیست که به شما چه گفته بوده اند.اینان هم به پشوانه ی قدرتی که دادیمشان هر غلطی بخواهند می کنند و من و شما هم فقط به درد ِ راه افتادن ِ چند سال به چند سال ِ دفتر و دستکشان می خوریم.که حالا بروید خودتان را در خیابان جر دهید.از آزادی ِ بیانتان استفاده کنید و از دموکراسی دفاع کنید.مشکل ِ ما هم عر زدن است واجازه ی عر زدن اگر می دادندمان حالا مثل ِ همه ی اروپا و امریکای بی خیال گوشه ای لمیده بودیم.خیالمان راحت بود که جنسمان جور است.کنار ِ این همه کالا ها و تکنولوژی های رنگارنگ کمی چاشنی ِ آزادی ِ بیان و آزادی ِ سیاسی و حقوق ِ بشرخیالمان را بابت ِ بشریت راحت می کند. جنسمان جور می شود.می شویم امریکا.می شویم اروپا.

آزادی ِ بیان؟آزادی ِ بیان ندارند ملتمان که بگویند این همه گرسنه در کشور است شما در سوریه مدرسه می سازید که چه؟اما مگر امریکا فقیر ندارد.آزادی ِ بیان هم که هست.پس کجا هستند فقیرانش که فریاد بزنند: ما داریم از گرسنگی می میریم پولمان را خرجِ جنگ ِ عراق می کنید که چه؟خرج ِ دموکراسی ِ زورکی می کنید که چه؟ گیرم که فریاد هم زدند.کدام دموکراسی تسلیمشان می شود؟دموکراسی ِ امریکائی؟اسرائیلی؟اروپائی؟.حالا آزادی ِ بیانتان داده اند که تظاهرات بر پا کنید:خودتان خودتان را تحمیق کنید.

احمقان بر ما حکومت می کنند.و احمق تر از آنان ما که دلقکان ِ پای صندوق ِ این احمقانیم.یکی نیست بگوید کدام انسان با عقل ِ درست و حسابی،کدام انسانی که سرش به تنش بیرزد می رود کاندید ِ ریاست جمهوری می شود که در مرحله ی بعد نوبت به انتخابات برسد؟به گمان ِ پیشرفت و تمدن دموکراسی به راه انداختیم .از دموکراسی احمقان سر بر آوردند و زدند دهن ِ بشریت را نمودند.آزادی ِ بیان دادند اما قبل ترش آنقدر ملت را تحمیق کرده بودند که این آزادی هیچ کجا به دردشان نخورَد.جنس ِ لوکسی شود که به داشتنش آرام گیرند.شما در خاک ِ امریکا آزادی دارید فریاد بزنید : این حکومت حکومت ِ شیادان است. امپریالیسم است.استعمار گر است.شارلاتان است.اما فکر می کنید چند نفر از کنار ِ شما بگذرد و در بی تفاوتی ِ محض راهش را ادامه ندهد و نرود.فکر می کنید چند نفر می فهمد که شما چه می گوئید؟.چند نفر به حرف ِ شما باور دارد و همراهتان می شود؟چند نفر به این چیز ها فکر می کند؟نه اصلاً کدام سردمدار ِ مملکتی شما را به تخمش حساب می کند.هان؟تا کی خودمان را با این حرف های قشنگ گول می زنیم؟ایران ماهیتاً چه فرقی با اروپا و امریکا دارد؟اصلاً این آزادی بیان چه گلی به سر ِ بشریت زده است آقای گنجی؟(و امثالهم)

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ