هیچ شناختی از خود بهتر از این به دست نمی آید که ذی شعوری سرتاسر وجودت را به گه بکشد.این لحظه از آن اندک لحظات نابی ست که باید به پای آن کسی افتاد که این چنین کثافت درونت را _که ریاکاران و چاپلوسان و نفهمان برایش هورا می کشیدند_ از اعماق بلاهت ِ غروری که بدان مبتلا بودی بیرون می کشد و این گونه ناب خودت را به خودت می شناساند.هر کس برایت کف می زند جز به ازدیاد حماقتت همت نبسته است.با آغوش باز باید پذیرای کسی بود که به رغم خوشایندت مجیزت را نمی گوید و عالمانه به هیکلت می ریند .این گونه است که:باشد که تأمل کنند تأمل کنندگان!
۱۳۸۶ آذر ۲۹, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر