۱۳۸۶ آذر ۲۵, یکشنبه

"لبخند ِ امریکائی"

مردم ایران روزانه چقدر از جنگ حرف می زنند؟چقدر از این که فردا بیدار شوند و آتش بر سرشان ریخته شود هراس دارند؟اینجا چقدر به مرگ نزدیک است؟چقدر از هم پاشیدن این زندگی های کم و بیش خوشایند مردم، به دغدغه ی هر روزشان تبدیل شده است؟و این هراس چقدر به آن ها عمق بخشیده.چقدر دقیقشان کرده.با چه هیجانی مسائل را دنبال می کنند.کوچکترین مسئله ای به بحث های خانوادگی شان داخل می شود.هنوز بی اعتنا نشده اند.به جرئیات فکر می کنند.آینده را پیش بینی می کنند.بحث می کنند.
امریکا اما سرزمین مردمان مطمئن است.مردمانی که حتی فکر هر گونه جنگ را رد می کنند. بودریار در کتاب "امریکا"خوب وصفشان کرده است:
"این تنها کشوری ست که به شما فرصت می دهد تا این حد به طرز فجیعی ساده و بی آلایش باشید:انتظار میرود اشیاء،چهره ها،آسمان ها و بیابان ها صرفاً همین چیزی باشند که هستند.این جا سرزمین "درست همانطوری که هست"است....همه ی منازل نشانی از گور با خود دارند.این جا سکوت و آرامش ِ ساختگی کامل است...همه چیز به این امر گواهی می دهد که مرگ خانه ی آرمانیش را یافته است...این تمدن مهمانسرا مانند ِ بی درد سر به طور مقاومت ناپذیری پایان جهان را در ذهن مجسم می کند..."
ایران را ترجیح می دهم .نمی خواهم در کشوری کاپیتالیستی قبل از این که بمیرم،بمیرم.
بودریار اما به چیزی در امریکا اشاره می کند که به نظرم این روز ها زیاد اینجا می بینمش:
"آن ها قطعاً در امریکا به شما لبخند می زنند.این لبخند معادل جیغ آغازین انسان تنها در جهان است...بخشی از منجمد سازی عمومی عواطف.لبخند ایمنی.لبخند تبلیغات: (( این کشور خوب است.من خوب هستم.ما بهترین هستیم)).اگر حرفی برای گفتن نداری لبخند بزن.بگذار این پوچی و بیهودگی ،این بی اعتنائی عمیق به صرافت طبع در لبخندت بدرخشد...این لبخند ریگان هم هست.اوج از خود راضی بودن ملت امریکا_که دارد به تنها اصل حکومت بدل می شود.مثل تمام علائم تبلیغاتی...واین لبخند مؤثر است.ریگان با این لبخند اجتماع بسیار گسترده ای را کسب می کند.بسیار بیشتر از اجتماعی که کندی با منطق صرف یا هوشمندی سیاسیش به دست آورد... "
این لبخند ها بر لبان احمدی نژاد هم همیشه نشسته است.ایران هم به قصد تشکیل امپریالیسم ِاسلامی لبخند می زند.اما در لبخند احمدی نژاد هنوز صداقت هست.هر چند معتقدم در آخر به "هسته ای" گند زد با آن واکنشی که در مقابل گزارش سیاسی ِامریکائیها نشان داد.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

استاد کارت درست است. دو تا یادداشت ات حال دادند و لینکدونی ات خداست. درست وقتی که داشتم از پیدا شدن وبلاگنویس تازه ای که ارزش خواندن داشته باشد ناامید می شدم.
این آقا را هم خواستی بخوان ضرر نمی کنی
http://aknoun.blogspot.com/

میروم در لابراتوار لینک ات را اضافه کنم و سر کارم برگردم.

بايگانی وبلاگ